www.farda.us.tp
صــدای ایــرانــی
www.farda.us.tp

از اینکه یک سال با شما بودم و توانستم با دوستان زیادی آشنا شوم بسیار خرسندم و از تمامی شما خداحافظی می نمایم .
این روزهای نیک بر شما مبارک باد.
تا سالی و سلامی دیگر...

اصولا اعمال تحريم توسط نهادهاي بينالمللي نظير شوراي امنيت سازمان ملل داراي فرايندي است كه از جهت كيفي و كمي، سير صعودي به خود ميگيرد و بنا بر رفتار متقابل كشور مورد مجازات، گامهاي بعدي مسير مشخص ميگردد.
معمولا گام نخست در تحريمها، تحريم سياسي و كاهش تعاملات ديپلماتيك و اعمال محدوديت براي سفر مسئولان و مقامات دولت مورد تحريم به ديگر كشورهاست.اين اقدام پيش از آنكه مجازاتي عيني و محسوس تلقي شود، ضربهاي حيثيتي و مجازاتي اعتباري محسوب ميشود.
گام دوم تحريم، اعمال محدوديت و برقراري ممنوعيت ارائه خدمات آموزشي و اقامتي به اتباع كشور مورد تحريم ميباشد. اين اقدام كه با هدف تحت فشار قرار دادن دولت مذكور از ناحيه افكار عمومي داخلي و تخريب وجهه اين كشور از منظر بينالمللي صورت ميگيرد، ابعاد گستردهتري نسبت به گام نخست داشته و به بروز پيامدهاي رواني در جامعه مورد تحريم منجر ميشود.
گام سوم، محدوديت و ممنوعيت فروش تكنولوژيهاي دومنظوره و سطح بالاست. تكنولوژيهاي دومنظوره كه علاوه بر كاربرد صنعتي داراي قابليت نظامي ميباشند، شامل بسياري از ابزارهاي دقيق مواد خاص و تجهيزات مورد استفاده در صنايع ميباشد و همچنين تكنولوژيهاي سطح بالا نيز بخش قابل توجهي از تجهيزات سختافزاري و توان نرمافزاري مورد استفاده در صنايع را شامل ميگردد.
اجراي اين بخش از تحريمها هرچند ممكن است عوارض كوتاهمدت چندان محسوسي را به دنبال نداشته باشد، اما عوارض درازمدت آن در تأخير در انجام پروژهها يا عقبماندگي صنعت کشور از تكنولوژي روز جهان منعكس خواهد شد.
گام چهارم تحريم، اجراي تحريمهاي صنعتي و اعمال محدوديت و سپس ممنوعيت در عقد قراردادهاي صنعتي است. شرايط اين مرحله درواقع تعميم مجازات هایی كه هماكنون توسط دولت ايالات متحده و بنا بر قانون «داماتو» درباره ايران به اجرا گذاشته ميشود به ديگر دولتهاست.
اقدام مذكور بسياري از قراردادهاي جاري در صنايع كشور به ويژه صنعت نفت، پتروشيمي و نيرو را تحتالشعاع قرار خواهد داد و طبيعتا بار سنگيني را به شركتهاي خارجی فعال در ايران تحميل خواهد كرد.
گام پنجم، اعمال مجازاتهاي اقتصادي نظير محدوديت مبادلات به ويژه خريد و فروش با كشور مورد تحريم است.
محدوديت خريد نفت و محدوديت متقابل فروش فراوردههاي نفتي و ديگر كالاهاي مصرفي از جمله اقدامات اين تحريم ميباشد. اين بخش از تحريم، ابعاد بسيار گستردهتري يافته و با توجه به گردش سالانه حدود 120 ميليارد دلاري ايران اثر بزرگي بر بازار نفت و همچنين بازارصادرات كشورهاي غربي خواهد گذاشت.
اعمال اين بحش از تحريم، به سرعت ميتواند شوكهاي شديدي در بخش مصرف انرژي و توليد كشورهاي صنعتي ايجاد كرده و به بحرانهاي اجتماعي تبديل شود. از اين رو حتي كشورهاي كاملا همراه آمريكا نظير ژاپن به دليل وابستگي بخش عمده تأمين نفت خود به ايران، اجراي اين بخش از تحريمها را ممكن نميدانند.
گام ششم، اعمال مجازاتهاي مالي نظير بلوكه كردن حسابهاي مالي و مسدود كردن تضمينهاي ارزي بانك مركزي دولت مورد تحريم يا به عبارتي فلج كردن مبادلات مالي اين كشور در جهان كه به نوعي به توقف كليه اقدامات بازرگاني آن دولت منجر ميشود، اين بخش شديدترين حالت تحريمهاي اقتصادي است.
گام هفتم اعمال مجازاتهاي مرزي و محدوديت تردد اتباع كشور مورد تحريم به منطقه و جهان است كه آخرين حد مجازات عليه اتباع كشور مورد تحريم محسوب شده و اعمال آن توسط كشورهاي منطقه و جهان بسيار دشوار به نظر ميرسد.
گام هشتم اعمال محدوديت و ممنوعيت هوايي، زميني و دريايي سفر در فضاهاي بينالمللي و كشوري است كه در نهايت ميتواند به محدوديت پروازي بر فراز كشور مورد تحريم نيز منجر شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲۵ مرداد ۱۳۸۵
پس از پايان هرجنگي اغلب هريک ازطرفين دعوا سعي مي کنند پيروزي را از آن خود کرده وشکست را به دشمن نسبت دهند. پس از پذيرش قطعنامه 598 توسط آيت الله خميني ايشان ازآن به نوشيدن جام زهر تعبير کردند، با اين همه اين نوع از مباحث نيز در داخل ايران رايج شد تا جايي که آيت الله اردبيلي در خطبه هاي نمازجمعه اظهار داشت برخي مي گويند عراق در اين جنگ پيروزنشده، ايران هم در اين جنگ پيروز نشده، ايشان سپس در اثبات اينکه ايران در جنگ به پيروزي رسيده سخن گفت و در رد مطالب بالا پرسيد که اگر نه ايران پيروز شده ونه عراق، پس چه کسي پيروز شده است؟!
در جنگ حزب الله با اسراييل نيز حسن نصرالله رهبر اين گروه ضمن ظالمانه خواندن قطعنامه اعلام کرد که با اين همه آن را مي پذيرد. درعين حال حزب الله در مناطق تحت نفوذ خود اقدام به برگزاري جشن کرد و سعي نمود آتش بس حاضر در لبنان رامحصول مقاومت ذکر کند. درايران نيزابتدا جناح محافظه کار قطعنامه را هديه اي براي اسراييل با تمامي جنايات انجام شده درلبنان ذکر کرد، اما پس از پذيرش آن توسط حزب الله به سرعت آن را پيروزي اي براي حزب الله درلبنان ذکر کرد. کيهان که در سرمقاله اي توسط مدير مسئول، تلويحا قطعنامه را تثبيت نگاه تجاوزکارانه در منطقه ذکر کرده بود، درتيتر روز سه شنبه خود به استقبال "پيروزي حزب الله" رفت. اما اعتماد ملي درتيتر اول خود ماجراي جمع آوري ديش هاي ماهواره را عمده کرد وشرق نيز در سرمقاله خود سعي کرد با احتياط فراوان به پيروزي حزب الله اشاره کمرنگي بکند.
در اين باره شايد بتوان مواضع اتحاديه اروپا را نيز درگروه مواضع احتياط آميز ذکر کرد؛ با اين قيد که پيروز ماجرا سازمان ملل متحد ذکر شده است. سولانا اعلام کرد که دراين نبرد هيچ يک ازطرفين پيروز نشدند، زيرا سازمان ملل متحد به موقع وارد ماجرا شد. اما در جبهه مقابل بوش پذيرش قطعنامه توسط لبنان و به طور کلي شرايط موجود را پيروزي اسراييل ناميد. تندروهاي دولت اسراييل نيز چنين تفسيري را تاييد کردند. هرجند نتانياهو از منتقدان، حرکت اخير را شکستي براي دولت اسراييل ذکر کرد، اما درنهايت اين سوال باقي است که در وراي اظهارات طرفين که بيشتر جنبه تبليغاتي دارد چه معياري را بايد ملاک پيروزي بدانيم؟
دراين ترديدي نيست که حزب الله با فرهنگ مقاومت خود فضاي جديدي را درلبنان ايجاد کرده و معيارهاي تل آويو و واشنگتن را به هم ريخته است، اما آيا مواضع حسن نصرالله رهبر اين گروه که قطعنامه را ظالمانه توصيف کرده، دال برپيروزي حزب الله محسوب مي شود، آيا پيروزي حزب الله در کنار اعتقاد به ظلم اسراييل و نظام بين الملل داراي معنا ست؟
از سوي ديگر، سولانا اعلام کرده که حزب الله بايد مشخص بکند که پايگاه جمهوري اسلامي در لبنان است يا يک گروه مستقل سياسي مانند احزاب ديگراين کشور؟ اين سخن سولانا حکايت ازآن دارد که آرامش واقعي و يا استمرار جنگ از پاسخ به اين سوال برخواهد خواست. بي ترديد پنج ميليارد دلار خسارت به زير ساخت هاي لبنان نمي تواند درآينده نزديک منشا بسياري از سوال ها واختلافات نباشد. اما موضوعي که بيش از همه بايد مورد تامل قرار بگيرد موضع دولت هنيه در سرزمين هاي اشغالي است. قبلا خالد مشعل در سفر به ايران درجلسه اي با حضور دانشجويان درپاسخ به يک دانشجوي محافظه کارايراني که گفته بود ما به اسراييل حمله مي کنيم اعلام کرد که مواظب باشيدآن را برسرما خراب نکنيد. وي درترکيه اعلام کرده بود که براي اداره فلسطين ازالگوي مديريتي سکولار ترکيه استفاده خواهد کرد. اکنون نيز پس از جنگ لبنان هنيه نخست وزير فلسطين درگفت وگو با روزنامه هاآرتص، ازآمادگي حماس ودولت فلسطين براي مذاکره وآتش بس کامل با اسراييل خبر داده است. درصورتي که موازنه قوا درجنگ اخير به نفع حزب الله رقم خورده بود آيا اسماعيل هنيه با اين سرعت به سوي مذاکره جامع با تل آويو مي رفت؟
به هر حال، علي رغم تمام آنچه گفته شد، نبايد يک موضوع را از ياد برد، و آن اين که به زعم کارشناسان، حزب الله کماکان به عنوان يک نيروي تعيين کننده درلبنان باقي خواهد ماند.
بحران خاورمیانه ، سناریوی حساب شده امریکا
آتش نزاع در خاورميانه هر روز به آستانه غير قابل پيش بيني نزديك مي شود. روند حركت و برنامه هاي كلان اسرائيل و ايالات متحده در اين بازي به كدام سوست؟ آيا اين بحران در شرايط فعلي دامن جمهوري اسلامي را نيز خواهد گرفت؟ دكتر داوود هرميداس باوند، تحليلگر مسائل سياسي و استاد دانشگاه در تهران در گفتگو با روز از "سناريوي حساب شده ايالات متحده"، ورود مستقيم قريب الوقوع آن به بحران و "تله اي" كه حزب الله در دام آن افتاده است مي گويد.
آقاي دكتر، بالا گرفتن آتش منازعات اخير در خاورميانه را با چه مختصاتي مي بينيد؟
به نظر من تصادفا دو هدف در اينجا مطرح مي شود. زماني برنامه اي بود با اتكاء به امكانات سخت افزاري براي دموكراتيزه کردن و... كه اين برنامه با مشكلاتي رو به رو شد. يعني با زمين گير شدن امريكا در عراق و افغانستان و مخالفت افكار عمومي امريكا و جهان اين برنامه پيش نرفت. در آن شرايط استفاده سخت افزاري براي اهداف سياسي غير ممكن شد. ولي الان از زاويه ديگري حركت را شروع كرده اند كه شايد به همان نتيجه برسد ولي مباني استدلالي و انگيزه آن متفاوت است.
به هر حال آنطور كه همه شواهد تاكنون نشان مي دهند ربودن سرباز اسرائيلي توسط حماس و گروگانگيزي حزب الله تنها آغاز يك سناريوي دقيق است براي منطقه...
بله، خيلي مشخص است كه حوادث اخير تنها به خاطر دو گروگان اسرائيلي در دست حزب الله نيست.
برنامه چه هست آقاي دكتر؟
برنامه اين است كه حزب الله را در لبنان فلج كنند يا از كار بيندازند. اگر آتش اين نزاع به سوريه گسترش يابد قطعا در سوريه متوقف نخواهد شد. به استناد اينكه دولت هايي حامي سوريه هستند دامنه درگيري گسترش مي يابد. در اين مرحله امريكا هم وارد خواهد شد. بنابراين برنامه امريكا که بر اساس اقدامات نظامي بود و در مرحله قبلي غير ممكن شده بود با وضعيت جديد از زاويه ديگر و بر مبنايي ديگر عملي خواهد شد.
خب به هر حال استراتژي كلان اسرائيل در اين بازي چيست؟
استراتژي اسرائيل در درجه اول اين است كه همه اهرم هاي مخالفت در جوار خود را نابود كند. يعني پس از حمله مشترك عليه برخي كشورها،آنها توانايي ابراز عكس العمل در برابر اسرائيل را نداشته باشند. هر آنچه اهرم اجرايي عليه اسرائيل در مرز وجود دارد بايد از بين برود. كشور اسرائيل بايد از پيامد اين بحران گسترده كه به صورت سخت افزاري است، مصون بماند. يعني اقدام نظامي.
به اين ترتيب اگر امريكا همانطور كه شما مي فرماييد به زودي وارد بازي شود، به هر حال وضعيت نابسامان نيروهايش در افغانستان و عراق هم مطرح است. نه؟
بله، حالا اينكه شايد امريكا در افغانستان و عراق دچار مشكلاتي شود براي اسرائيل مطرح نيست. هدف اين است كه با اين اقدامات گسترده اي كه در منطقه صورت مي گيرد ابزارها و اهرم هاي مورد استفاده عليه اسرائيل از بين ببرد.
جنگ منطقه اي
شما وقوع يك "جنگ منطقه اي" را با ادامه روند فعلي محتمل مي دانيد؟
"جنگ منطقه اي" هم تقريبا اقدام يك طرفه خواهد بود. يعني برخورد باآنها كه در مظان قرار مي گيرند، بخصوص بخشي از سوريه، به شكل نظامي و بخش ديگر از راه دور خواهد بود؛ كه از پيشرفته ترين سلاح هاي موجود براي نابود كردن مراكز استراتژيك و اقتصادي و هسته اي و... استفاده خواهد شد؛ يعني آن ارزش هايي كه قبلا اعلام شده بود، دموكراتيزه کردن و... كه زمين گير شده بود، الان تحت مبنايي ديگر و از زاويه اي ديگر عملي مي شود، بدون اينكه افكار عمومي امريكا عكس العمل منفي نشان مي دهند.
پس به اين ترتيب امريكا قصد ورود قريب الوقوع به بازي را براي پيگيري همان طرح كلان خود دارد. درست است؟
به شكل ديگري. يعني وقتي با استفاده از ابزارهاي قبلي براي نيل به هدف ناكام شد، و شرايط بين المللي و افكار عمومي امريكا و جهان هم اجازه ادامه آن سياست ها را نمي دهد، بنابراين از طريق ايجاد يك بحران، كه ظاهرا اسرائيل و همسايگانش است، برنامه خود را پي مي گيرد. امريكا در مورد ديگر كشورهاي منطقه، كه قبلا آنها را مد نظر داشته، احتمالا به شكل ديگري از استراتژي سخت افزاري [حمله نظامي] استفاده خواهد كرد. اين مساله بسته به اين است كه تا چه حد برنامه حمله به سوريه عملي شود. اگر حمله به سوريه عملي شود بدون ترديد بلافاصله بعد از آن ديگر كشورهاي مورد نظر در منطقه هم مورد تهاجم نظامي قرار خواهند گرفت.
حزب الله در تله
در اين ميان گفته مي شود دمشق و بيش از آن تهران در حمايت هاي مالي و معنوي از حزب الله نقش اصلي ا به عهده دارند، از استفاده سلاح هاي ساخت ايران توسط حزب الله گفته مي شود و... اين مسائل چقدر مي تواند در معادلات نقش بازي كند؟
ببينيد اين مسائل بهانه است. الان اصلا حزب الله مطرح نيست. برنامه گسترده تري مد نظر است. فراتر از منطقه بقاء و حزب الله. اگر اين برنامه، همانطور كه نخست وزير اسرائيل گفت به قصد ريشه کني بحران در منطقه باشد، دقيقا حاكي از آن است كه محدود نخواهد بود؛ و هر چقدر هم سوريه دست به عصا راه برود، نهايتا بهانه حمايت از حزب الله و ارتباط با حزب الله مطرح و بنابراين بحران به سوريه كشيده مي شود. به محضي هم كه به سوريه كشيده شود به صورت گريزناپذير به سوي برخي از كشورهاي منطقه مي رود.
به شكل مشخص چقدر اين تهديد متوجه جمهوري اسلامي است؟
اگر به سوريه كشيده شود به جمهوري اسلامي هم تسري پيدا مي كند.
حالا با توجه به آنچه تاكنون شاهد بوده ايم، مي شود اين ظن را مطرح کرد كه حزب الله وارد بازي بسيار حساب شده اي با طرف مقابل خود ـ براي اهداف بسيار كلان تر نئو كان هاي ايالات متحده بعد از سپتامبر يازده ـ شده است...
ببينيد ممكن است در يك دام افتاده باشند. تله اي ايجاد مي كنند و برنامه را پبش مي برند. آنهايي كه اين برنامه را طراحي كرده اند، پس از آن هم بر اساس يک بهره برداري مبالغه آميز، در استراتژي بلند مدت خود آن را پيگيري خواهند كرد.
با توجه به موضع مشهور جمهوري اسلامي در قبال مساله صلح و اصلا زير سئوال بردن موجوديت اسرائيل و اخيرا اظهارات رئيس جمهور اسلامي مبني بر حذف اسرائيل از روي نقشه جهان، انكار هولوكاست و... شما گمان مي كنيد اين مواضع چقدر مي تواند در نوع تعامل احتمالي امريكا و اسراييل با ايران تاثير داشته باشد؟
ببينيد مساله از تئوري و اين حرف ها گذشته است. اصلا بحث هولوكاست و اين مسائل در حال حاضر مطرح نيست. اينها بر اين باورند كه جمهوري اسلامي خطري بالقوه براي آنهاست و سعي مي كنند از هر فرصتي، استفاده همه جانبه اي ببرند. وقتي كه تمام پيامدهاي حمله به مردم غير نظامي و بي گناه و.. را به جان خريده اند، معلوم است که سعي مي كنند برنامه خود را در طيف گسترده اي دنبال كنند. اين بحران، بعد از سوريه، اگر حمله نظامي به اين كشور صورت گيرد، قطعا به ايران تسري مي يابد.
خب اگر چنين اتفاقي در سوريه بيفتد ،گام بعدي حمله نظامي به ايران است؟
خب مي خواهند طرفين را فلج كنند.
يعني حمله نظامي به ايران؟
نيروي نظامي وارد خاك ايران نمي كنند. با استفاده از پيشرفته ترين سلاح هاي تهاجمي تقريبا تمام مراكز استراتژيك و اقتصادي را خواهند زد. يعني يك حمله راه دور. وارد عملياتي به آن شكل نمي شوند.
و لابد با عملي شدن اين حمله احتمالي به ايران طرح Regim change كه از مدت ها پيش روي ميز بوش و بخشي از نئوكان ها بوده دردستور كار قرار مي گيرد؟
بله ديگر. از آن طريق نشد، با ناكامي روبه رو شدند. البته پشت آن راه هم استراتژي سخت افزاري بود. اما امروز ديگر آن زمينه ها و ارزش ها مطرح نيست. ظاهرا مساله امنيت مطرح است و مبارزه با حاميان تروريسم و... و همان برنامه قبلي عملي مي شود. احتمالا سوريه دست خوش تغييراتي مي شود و ديگران هم همچنين. بستگي به درجه ضرباتي دارد كه وارد خواهد آمد. اينكه آيا طرح Regim change هم انجام خواهد شد مي توان گفت چنين قصدي وجود دارد اما ديگر بستگي به روندي دارد كه شكل مي گيرد.
به هر حال بسياري از تحليلگران پيش بيني مي كنند بوش تا پايان دوران زمام داري اش مي کوشد قطعا وضع جمهوري اسلامي را مشخص مي كند...
بله، به نظر چنين مي رسد. اين اقدامات همانطور كه اشاره كردم تنها مساله دو تا اسير و اين حرفها نيست. همه اين حوادث تله اي بود كه ايجاد شد. بخصوص عكس العمل امريكايي ها در اين مورد كه از اقدام اسرائيل با عنوان "دفاع از خود" حمايت كرده اند، تنها به معناي آماده سازي ورود خودشان به بحران و پيشبرد برنامه هاي مورد نظرشان است.
مصاحبه مطبوعاتی با آقای سعید مرتضوی
قاضی سعید مرتضوی که در همین روزها در ژنو به سر می برد و ما قصد داریم احتمالا برای یک گفتگوی رسمی در ژنو با وی دیدار کرده و در اثبات نظراتش با وی همکاری نماییم، چند مورد مهم از موارد نقض حقوق بشر را به شرح زیر برشمرد: « نقض حقوق مطبوعات و آزادی بیان»، «اوضاع نامساعد زندانها»، « خشونت خانوادگی علیه زنان»، «بدرفتاری با اقلیت ها»، «نقض آزادی های مذهبی»، «تفاوت دستمزد زنان و مردان»، «نقض حقوق مهاجران» و.... به دلیل همین اظهارات عمیق و دقیق و شگفتی برانگیز، خبرنگار ما در مصاحبه ای نظرات قاضی مرتضوی را پرسید و اینک مشروح اظهارات مرتضوی را که فقط برای خبرنگار این صفحه بیان شده می خوانید.
خبر نگار: جناب آقای مرتضوی! چطور شد به این فکر افتادید که فعالیت های درون مرزی خود را متوقف کرده و به فعالیت های برون مرزی بپردازید؟
مرتضوی: من از سالها قبل دلم می خواست به فعالیت های برون مرزی بپردازم، اما چون هنوز نشریاتی در ایران فعال بود و باید برخوردهایی انجام می گرفت، این سفرها به تاخیرمی افتاد.
خبرنگار: از نظر شما چه مواردی از حقوق بشر در اروپا نقض می شود که ایران به آن اعتراض جدی دارد؟
مرتضوی: موارد زیاد است، اما مهم ترین آنها که دل آدم و حتی جاهای دیگر آدم را هم می سوزاند، « نقض حقوق مطبوعات و آزادی بیان» است، به طوری که آدم دلش آتش می گیرد که چطور در فرانسه و آلمان و ایتالیا هر روز روزنامه ها را تعطیل و نویسندگان شریف مطبوعات را زندانی می کنند و حتی اجازه ملاقات با خانواده آنها را هم نمی دهند. و من حتی مطلع شدم که در دوره قرون وسطی تعدادی از نویسندگان را کشتند. ما پیشنهاد می کنیم که برای نقض حقوق مطبوعات و آزادی بیان همان کاری که ما در ایران کردیم در غرب هم انجام شود، از جمله اینکه ما دیدیم که حقوق مطبوعات در ایران توسط بعضی افراد ناشناخته لغو می شد، ما فکر کردیم اگر این مطبوعات تعطیل شوند، کسی دیگر نمی تواند حقوق آنها را لغو کند، و به غرب هم توصیه می کنیم این مطبوعاتی را که حقوق شان نقض می شود فعلا تعطیل کنند تا حقوق شان نقض نشود.
خبرنگار: در مورد آزادی بیان چه نظری دارید و ...
((بقیه نوشته در ادامه مطلب))

عکسهای خبری برتر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به نام خالق آزادی
در ماهها و هفته های اخير موج تازهاي از فشارهاي به ظاهر قضايي بر عليه فعالان فعلي و سابق جنبش دانشجويي آغاز شد. دادگاه تجديدنظر حكم 5 سال حبس تعزيري عليرضا افشاري را تأييد كرد. در همين حال خبرهاي ديگري نيز از جلوگيري از ادامه تحصيل مهدي اميني زاده عضو سابق شوراي مركزي تحكيم و پيمان عارف، فعال دانشجويي براي مقطع تحصيلي كارشناسي ارشد حكايت داشت. به نظر ميرسد اين رشته ادامه داشته باشد و بايد در آينده منتظر برخوردهاي ديگري از همين دست باشيم.
اينها در حالي است كه ظاهراً احساس مي شد قوه قضائيه در تلاش است كه آرام آرام زخم هاي كهنه را ترميم كند و پرونده هاي محكومين سياسي و بازداشت شدگان سابق را يك به يك فيصله بخشد. متأسفانه فضاي اجتماعي و سياسي كشور به سمتي رفت كه افكار عمومي از پيگيري نافرجام سركوبي ها و تعرض هاي متعدد به حقوق مدني شهروندان و فعالان سياسي بازماند.
اگرچه به دليل شرايط موجود فعلاً فشار بر نيروهاي سياسي از طريق بازداشت و ايجاد مشكلات در داخل زندان، به ظاهر جاي خود را به آرامش ناشي از پيروزي يك طيف خاص از راديكالهاي اقتدارگرا داده است؛ اما متأسفانه بايد به اين واقعيت تلخ تن داد كه آن روشها از اساس مورد تجديد نظر قرار نگرفته و گاه و بيگاه در جايي كه نياز باشد به گونه ديگري در دستور كار قرار مي گيرد، كه يك نمونه بارز آن، سركوبي گسترده اعتصاب صنفي كاركنان شركت واحد و بازداشت طولاني مدت برخي رهبران سنديكاي مستقل آنان بود.
مشي اصولي دوستان ما همواره تأكيد بر دفاع از حقوق شهروندي و حق آزادي بيان نيروهاي مختلف سياسي،با هر عقيده و مرام، صرف نظر از دوري و نزديكي آنان به نظام و نيز موافقت و مخالفت آنان با عقايد ما قرار داشته است. طيفي از نيروهاي بدبين و مخالف شيوه هاي اصلاحي، در سالهاي نخست جنبش اصلاحات با برچسب هاي غيرمنصفانه نمي خواستند اين مشي اصولي را باور كنند و با سخناني از قبيل اينكه «شما همه سر و ته يك كرباس هستيد» و يا اين پيش فرض كه «شما نيز در دفاع از حقوق شهروندان به تقسيم بندي خودي و غيرخودي دست مي زنيد» و امثال اين سخنان، عملاً كار دفاع يك پارچه از حقوق شهروندان را دشوارتر مي كردند. اما به هر حال با ادامه اين مشي اصولي و پافشاري بر آن به تدريج باور بيشتري نسبت به اين موضوع ايجاد شد.
گزارش مشروح مذاكرات مجلس ششم به عنوان سندي تاريخي گواهي آن است كه در هر حادثه و بحراني كه به نحوي از انحاء با تعرض به حقوق شهروندي هر شخص يا جريان سياسي همراه بود، مجلس به نحوي از خود واكنش نشان مي داد و با همان ابزار محدود تلاش داشت در مقابل جريان سركوب آزادي ها ايستادگي كند. نطق هاي قبل از دستور، تذكرات آيين نامه اي، نامه هايي با امضاي اكثريت اعضاي مجلس، تحقيق و تفحصها، مصاحبه هاي حاشيه مجلس و سؤالات مطرح شده در صحن، همه و همه ابزارهاي قانوني و مرسومي بودند كه از به كارگيري هيچ يك از آنها در اين مسير فروگزار نشد.
اين بسي بي انصافي است كه امروز برخي دوستان به سهو يا به عمد اينها را ناديده مي گيرند و فراموش مي كنند كه اگر آن كارها صورت نگرفته بود اساساً چالشي با نيروهاي اقتدارگرا پيش نمي آمد. نيابد از ياد ببريم كه بخش اعظم نمايندگان مجلس ششم به خاطر دعواي خانوادگي با اقتدارگرايان و يا پرونده مالي رد صلاحيت نشدند. گناه آنها همان بود كه آقاي جنتي بعد از انتخابات مجلس هفتم در جايي گفته بود: «هر وقت پيچ راديو را باز مي كرديم تنمان مي لرزيد كه در مجلس چه ميگويند.»
به نظر اکثریت نحوه سركوبي و برخورد با جنبش دانشجويي در شرايط اخير شكل تازه اي به خود گرفته است، اما ماهيت آن همان است كه بود. به جاي دستگيري و زندان، با فعال كردن كميته هاي انضباطي دانشجويي و گزينشها شرايط را براي ادامه تحصيل و يا مسير شغلي آينده دانشجويان دشوار مي سازند. اين شيوه از طرفي كم هزينه است، چون زخم چنداني در پيكره حركت دانشجويي ايجاد نمي كند و در كوتاه مدت مقاومتي را بر نمي انگيزد؛ و از طرف ديگر بسيار مؤثر است. شايد بسياري از دانشجويان باشند كه چندان هراسي از يكي دو ماه زندان (لااقل تا وقتي كه نرفته اند) نداشته باشند، اما به شرط آنكه مطمئن باشند بعد از بازگشت از زندان مي توانند به زندگي تحصيلي و شغلي خود ادامه دهند. به خطر انداختن آينده شغلي جوانها به بهانه فعاليتهاي دانشجويي و محروميت هايي كه تا آخر عمر گريبانگير آنها خواهد بود مصداق بارز نقض حقوق بشر و حقوق شهروندي است كه در اينجا فرصت پرداختن به آن نيست. اما از همه مهمتر آنكه جلوگيري از ادامه تحصيل دانشجويان فعال يك پيام و پيامد بسيار روشن دارد و آن اين كه: «از كشور خارج شويد.» طبيعي است كه بسياري از فعالان دانشجويي از نيروهاي پرتوان و بااستعداد درسي نيز هستند و تمايل دارند سطوح عالي تحصيلي را طي كنند. ايجاد اين قبيل محدوديتها خواه ناخواه برخي از آنان را به سمت تحصيل در خارج از كشور سوق خواهد داد. در اين شرايط آنها ميتوانند با تمهيدات و روشهايي از قبيل زنده كردن پرونده ها و يا پرونده سازيهاي جديد شرايطي ايجاد كنند كه شخص براي هميشه در خارج از كشور به حال تبعيد بماند. هرچند در عمل نيز بسياري از افراد به طور طبيعي بعد از چند سال اقامت در خارج چندان ميلي براي بازگشت به كشور نخواهند داشت.
منتظر دیدگاه های شما هستیم